یادداشت تخصصی

وجود شکاف قابل اعتناء ما بین ایده‌آل‌ها و آرمان‌های فرهنگی جهت ساخت یک آرمانشهر مبتنی بر فرهنگ والای ایرانی اسلامی

تجربیات دولت‌های گذشته‌ در پیشبرد اهداف فرهنگیِ جمهوری اسلامی نشان از ایجاد یک شکاف قابل اعتناء ما بین ایده‌آل‌ها و آرمان‌های فرهنگی جهت ساخت یک آرمانشهر مبتنی بر فرهنگ والای ایرانی اسلامی با آنچه واقع شده دارد. این مهم در بزنگاه‌های حساس به طور محسوس جلوه‌گری می‌کند.
مثلا در غائله‌ی تصویب تعطیلی چند روزه ستاد ملی کرونا و سرازیری مسافران به شهرهای مسافرپذیر، با اینکه مسئله‌ی جان مردم و سلامت آحاد جامعه مطرح است، لیکن به جهت ایجاد شکاف عمیق مابین فرهنگ حاکم با درخواست حاکمیت در عمل اتفاقاتی خلاف تصور رخ می‌دهد.
از آن طرف نیز منتقدان با عبور از چراغ قرمزهای اخلاقی، هموطنان خود را با استعمال الفاظ بوق دار مورد آماج حملات قرار می‌دهند، گویا که مخاطبان نقد آنها اساسا هموطن‌شان نیست…
این مسئله و مسائلی ازین دست که گاهی غلظت آن در بزنگاه‌های سیاسی پررنگ‌تر هم می شود،صاحب‌نظران حوزه‌ی فرهنگ را بدین فکر فرو خواهد برد که چرا تا کنون مدیریت فرهنگی در کشور نتوانسته یکپارچگی فرهنگی ایجاد نماید؟ شاید سوال مهمتر این است که آیا الگوی یکپارچگی فرهنگی در ایران قابلیت پیاده‌سازی دارد یا خیر؟
اندیشمندان حوزه ی فرهنگ بر این باورند که الگوی مطلوب حکمرانی فرهنگی در ایران نه جریان یکپارچه، که جریانِ فرهنگیِ متکثرِ مشروط است.
بر این باور اگر بخواهیم شیوه‌ی ایجاد و مدیریتِ این جریان را با توجه به تغییرات متعدد نسلی و تاثیر عوامل بیرونی و هجوم انواعِ ضدفرهنگ‌ها به سمت فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی بیان کنیم، مستلزم طرح یک الگوی چندسطحی بومی، ملی و اُمّی در این موقعیت زمانی است.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن